تبلیغات
...My god!I need you... - عروسک زشت
...My god!I need you...

...بآ صِداىِ ضَعیفَتْ صِدایَشْ بِزَنْ بآ تَمآمِ وُسْعَتَشْ مُشْتآقِ شِنیدَنِ حَرْفْ هآىِ توسْتْ...












دختر کوچک به مهمان گفت : میخوای عروسکامو ببینی ؟
مهمان با مهربانی جواب داد : بله ، حتما !
دخترک دوید و همه ی عروسکهارو آورد ، بعضی از اونا خیلی بانمک بودن ولی دربین اونا یک عروسک خیلی قشنگ دیگه هم بود …
مهمان از دخترک پرسید : کدومشونو بیشتر از همه دوست داری ؟ و پیش خودش فکر کرد : حتما اونی که از همه قشنگتره … اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید دخترک به عروسک تکه پارهای که یک دست هم نداشت اشاره کرد و گفت : اینو بیشتر از همه دوست دارم !
مهمان با کنجکاوی پرسید : این که زیاد خوشگل نیست ؟!
دخترک جواب داد : آخه اگه منم دوستش نداشته باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه ؛ اونوقت دلش میشکنه …
نوشته شده در یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 07:49 ب.ظ توسط one girl نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت